دلم گرفته از خودم
از این روزای بی خودم
از این شبای همهمه
از این روزای واهمه
اگه بگم دوسش دارم
واسه ی همیشه میره
اگه نگم که این دلم
بی اون دیگه میمیره
ای خدا دستمو بگیر
منو ببر پیش خودت
تا این آدم ها بمیرن
از حسودی پیش خودت
خدا می خوام داد بزنم
عشقشو فریاد بزنم
تو این روزای بی کسی
اسمشو من جار بزنم
داره جدا میشه ازم
حدود ۴ ۵ ماه دیگه
وقتی که رفت من میمیرم
میرم به یه جای دیگه
دنیایی که پاکه و پاک
دوره از این دنیا و خاک
دلم واست تنگ میشه
روزام چه بی رنگ میشه
بازم به یاد خاطرات
دل من از سنگ میشه
گفتی بهم که عشقمو
پاک کن از ذهنو فکرت
اگه بگی دوستت دارم
میرم دیگه از پیشت
آخه مگه دل نداری؟
جاش توی سینه چی داری؟
چرا منو عذاب میدی
میگی که دوستم نداری؟
فقط خدای مهربون
می دونه راز عشقمو
خبر داره از این دلم
از این روزای زشتمو...
یادت میاد اون سرمای زمستون؟
قدم زنونو بی هدف رفتیم به زیر بارون؟
چه روزگار خوبی بود
حیف که چه زود تموم شد
حالا می گی که عمر من
به پای تو حروم شد؟!